X
تبلیغات
خــــــــنـــــــده بــــــــــازار
 
نوشته شده توسط : روانی
سلام همه دوستان اول ک شرمنده واسه نبودن ما هم من هم دادشم بی سیستم بودم و از اینترنت دور و مشکلات دیگه نزاشت اینجا فعال باشیم عیدم مبارک با تاخیر ایشلا سال جدید جبران کنیم  غلط املای داشت دیگه بیخیال شید گفتم نمره املام همیشه کم بوده

:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه، عکس های جالب، لطیفه های بامزه، شعر های طنز، مطالب جالب، کلیپ، پــ نــ پــ، ضد دختر، ترول
تاریخ انتشار : چهارشنبه 1393/02/03 |
نوشته شده توسط : روانی
در مدرسه ای در یکی از روستاها، از شاگردان خواسته بودیم که از پدرشان رضایت نامه ای بگيرند و بیاورند از دویست نفر شاگرد، فقط یکی بود که پدرش از او راضی نبود دیگر شاگردان رضایت پدر و مادر خود را فراهم کرده بودند! اما در این میان جمله های خوشمزه و بی معنا نیز وجود داشت که چند تا از آنها را در زیر برایتان می نگارم:

1-« حضور مبارک مدیر آقای دبستان(!)محترما معروض میدارم! که … و جعفر از حیث اخلاق ظاهر و باطنی؟ رضایت بخشاست!».

2- «ضمن عرض سلام اینجانب از رفتار و گفتار حسین رضایت کامیل! دارم.»

3- «حضور آقای مدیر! دام شوکته!! بعد از ابلاغ سلام؛ دیگر عباس در خانه بد نیست ولی دست چپ می نگارد!»
تاریخ انتشار : پنجشنبه 1393/02/04 |
نوشته شده توسط : روانی
پیش بابایی می روم و از او می پرسم: «ازدواج چیست؟»، بابایی هم گوشم را محکم می پیچاند و می گوید: «این فضولی ها به تو نیومده، هنوز دهنت بوی شیر میده، از این به بعد هم دیگه توی خیابون با دخترای همسایه ها لی لی بازی نمی کنی، ورپریده!»، متوجه حرف های بابایی و ربط آنها به سوالم نمی شوم، بابایی می پرسد: «خب حالا واسه چی می خوای بدونی ازدواج یعنی چی؟!»، در حالی که در چشمهایم اشک جمع شده است می گویم: «بابایی بهتر نیست اول دلیل سوالم رو بپرسید و بعد بکشید؟!»،


تاریخ انتشار : چهارشنبه 1393/02/03 |
نوشته شده توسط : روانی
خری آمد به سوی مادر خویش ***** که ای مادر چرا رنجم دهی 
 
     برو امشب برایم خواستگاری ***** اگر تو بچه ات را دوست داری
 
     بگفت مادر به قربان نگاهت ***** به قربان دو چشمان سیاهت
 
 خر همسایه را عاشق شدم من ***** کسی ندارد خری زیبا تر از آن خر 
 
     خر مادر بگفت پالان به تن کن ***** بزرگان محل را تو خبر کن
 
     همه خرها بیامد در طویله ***** همان طوری که رسم است در قبیله
 
     خران از شور عرعر می نمودند ***** ز شربت کام شیرین می نمودند
 
     خر محضر کتاب خود بگشاد ***** وصال این دو خر این طور بخواند
 
     که ای دوشیزه خانم کی آیی ***** به عقد دایم این خر در آیی
 
    میان جمعیت خری ندا داد ***** عروس رفته بچیند یونجه در باغ
 
    به امید خوشی و شادمانی ***** برای این دو خر در زندگانی


:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
تاریخ انتشار : چهارشنبه 1393/02/03 |
نوشته شده توسط : روانی

ﺗﻤﺴﺎﺡ ﺭﻭ ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﮕﯿری
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ محترمانه میترکونتت!!!! :دی
ﺁﺧﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﯽﻓﻬﻤﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﺎﺷﻪ ﻭﻗﺘﯽ
ﺍﺯ ﺁﺏ ﻣﯿﮕﯿﺮﯾﺶ؟
ﺟﺪﯼ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﺁﺏ؟
ﺗﻤﺴﺎﺡ ﻫﻢ ﻗﺪ ﺗﻮﺋﻪ؟
ﺷﻮﺧﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎﻫﺎﺕ؟
شما هم شورشو در اوردین دیگه
اخه باهمه چی شوخی با تمساحم شوخی؟
اعصاب برا من نمیذارین شماها
این قرص اعصابای من کوو؟


تاریخ انتشار : چهارشنبه 1393/02/03 |
نوشته شده توسط : روانی
نخستین بار گفتش از کجایی
بگفت از پشت سد آشنایی
بگفت آنجا به صنعت در چه کوشند
بگفت نکته خرند و تست فروشند
بگفتا تست فروشی در ادب نیست
بگفت از درس خوانان این عجب نیست
بگفت از دل شدی عاشق به کنکور
بگفت از دل تو گویی و من از زور
بگفتا عشق کنکور بر تو چون است
بگفت از جان شیرینم فزون است
بگفتا گر کند مغز تو را ریش
بگفت مغزم بود این گونه از پیش
بگفت ار من بیارم رتبه ای ناب
بگفتا وه چه می بینی تو در خواب

:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
تاریخ انتشار : چهارشنبه 1393/02/03 |
نوشته شده توسط : روانی

وقتی می رن کتابخونه…

دختر: دنبال کتابای باحال میگرده که پر از هیجان باشه و جدیدترین کتابهای علمی که همیشه بروز باشه؟
پسر: تو لیست کتابا کتابای مثلا علمی رو پیدا میکنن و بعد ریز به ریز مطالعش میکنن و اگه چیزیم ازشون بپرسی مثه بلبل جوابتو میدن !
یا فقط رمان عشقی میخونن که مثلا مخ زدنشون بهتر شه !…


در تنهایی به چه چیز فکر می کنن؟
دختر: یعنی میشه فوق تخصص پزشکی بگیرم و زحمتام به هدر نره !
پسر: یعنی میشه پزشکی دانشگاه تهران قبول شم و اونجا یه دختر پولدار تور کنم و با پول باباش یه بنز آخرین سیستم بگیرمو با رفقا بزنیم بریم کنار دریا! (اینم از معرفتتون ، پول طرف و بگیرین و با رفقا برین عشق و حال)



تاریخ انتشار : سه شنبه 1392/12/13 |
نوشته شده توسط : روانی
دوستان عکس تست هوش بزرگه میزارم ادامه مطلب نمیخوام عکس کوچیک کنم سخت میشه حلش

:: موضوعات مرتبط: تست هوش
تاریخ انتشار : چهارشنبه 1392/12/07 |
نوشته شده توسط : روانی



:: موضوعات مرتبط: شرح در تصویر
تاریخ انتشار : چهارشنبه 1392/12/07 |
نوشته شده توسط : روانی
چهره‌خوانی هنری کهن است که در سراسر جهان شناخته شده و اولین چیزی که در یک چهره توجه شما را جلب می‌کند تقارن نداشتن صورت‌هاست. اجزای مختلف چهره‌ نمایانگر شخصیت فردی و اجتماعی شماست...

چانه: در چهره‌شناسی، چانه نشان‌دهنده صفاتی از جمله قاطعیت، رقابت‌جویی و پرخاشگری است. اگر چانه‌ای بزرگ و برجسته دارید یعنی صفاتی از جمله قاطعیت، رقابت‌جویی و پرخاشگری جزو خصوصیات شماست. اگر چانه‌ای کوچک دارید فردی آرام و صلح‌طلب هستید.



:: موضوعات مرتبط: مطالب جالب
تاریخ انتشار : دوشنبه 1392/12/05 |
نوشته شده توسط : روانی
سلام دوستای عزیز اول شرمنده ب خاطر کم کار بودن چند روزی بود ک نت درست حسابی نداشتیم حالا کم کم جبرانش میکنیم


ی سری عکس  هست ب عنوان شرح در تصویر از اسمش معلومه ک چیه ولی  بعضی دوستان هستن شاید متوجه نشن شاید نفهمن منظور کلی عکس رو  ا شما دوستان میخوام هرکی هر برداشتی داشته و بگه تو قسمت نظرات  بهترین برداشت و  از تصویر به اسم خودش میزاریم تو وبلاگ 



:: موضوعات مرتبط: شرح در تصویر
تاریخ انتشار : دوشنبه 1392/12/05 |
نوشته شده توسط : روانی

تاریخ انتشار : یکشنبه 1392/12/04 |
نوشته شده توسط : پســر خـــوب

یک سری استاد دانشگاه رو دعوت کردن به فرودگاه و اون ها رو توی یه هواپیما نشوندن و وقتی درهای هواپیما رو بستن از بلندگو بهشون اعلام کردن که "این هواپیما ساخت دانشجوهای شماست!"

وقتی اساتید محترم این خبر رو شنیدن، همه از دم اقدام به فرار کردن! همه رفتن به سمت در خروجی، به جز یه استاد که خیلی ریلکس نشسته بود! ازش پرسیدن: چرا نشستی؟ نگو که نمی ترسی!

استاد با خونسردی گفت: اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای منه که شک دارم پرواز بکنه، تازه اگه روشن بشه!



:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه
:: برچسب‌ها: ترول, دِ نـَـ دِ, پـَـ نـَـ پـَـ, خنده بازار
تاریخ انتشار : سه شنبه 1392/11/15 |
نوشته شده توسط : روانی


:: موضوعات مرتبط: ترول
تاریخ انتشار : دوشنبه 1392/11/14 |
نوشته شده توسط : پســر خـــوب

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود «لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت.
سگ هم کیسه را گرفت و رفت. 

ادامش توی ادامه مطلب




:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه
:: برچسب‌ها: ترول, دِ نـَـ دِ, پـَـ نـَـ پـَـ, خنده بازار
تاریخ انتشار : شنبه 1392/11/12 |