نوشته شده توسط : روانی
رﻓﺘﻢ ﺣﻤﻮم، ﻣﯽ ﮔﻢ اﮔﮫ ﮔﻮﺷﯿﻢ زﻧﮓ ﺧﻮرد ﺟﻮاب ﻧﺪﯾﻦ. ﮔﻮﺷﯿﻢ زﻧﮓ ﺧﻮرده، ﺧﻮاھﺮ ﮐﻮﭼﯿﮑﻢ ﺑﺮداﺷﺘﮫ ﮔﻮﺷﯿﻮ ﻣﯽ ﮔﮫ: دادﺷﻢ ﮔﻔﺘﮫ ﺟﻮاﺑﺘﻮ
ﻧﺪﯾﻢ. ﺑﺎھﺎت ﻗﮭﺮه... ﺧﺪاﺣﺎﻓﻆ!
ﯾﮫ ﺑﺎر از ﻓﺸﺎر دﺳﺘﺸﻮﯾﯽ داﺷﺘﻢ ﻣﯽ ﺗﺮﮐﯿﺪم. ﺗﺎ رﺳﯿﺪم ﺧﻮﻧﮫ ﭘﺮﯾﺪم ﺗﻮی دﺳﺘﺸﻮﯾﯽ و ﺷﺮوع ﮐﺮدم ﺑﮫ ﺑﺎز ﮐﺮدن دﮐﻤﮫ ھﺎی ﭘﯿﺮاھﻨﻢ. ﺑﮫ دﮐﻤﮫ
آﺧﺮ ﮐﮫ رﺳﯿﺪم ﯾﺎدم اﻓﺘﺎد ﮐﮫ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﭘﯿﺮاھﻨﻢ رو درﺑﯿﺎرم!
ھﯿﭽﯽ دﯾﮕﮫ... اون ﻗﺪر ﺧﻨﺪﯾﺪم ﮐﮫ ھﻤﻮن ﯾﮫ ذره ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ ھﻢ ﮐﮫ داﺷﺘﻢ از ﺑﯿﻦ رﻓﺖ و… ﺑﮕﺬرﯾﻢ...



:: موضوعات مرتبط: مطالب جالب
تاریخ انتشار : جمعه 1393/03/23 |
نوشته شده توسط : روانی
ﯾﮑﯽ از ﻏﺬاﺧﻮری ھﺎی ﺑﯿﻦ راه ﺑﺮ ﺳﺮ در ورودی ﺑﺎ ﺧﻂ درﺷﺖ ﻧﻮﺷﺘﮫ ﺑﻮد:
"ﺷﻤﺎ در اﯾﻦ ﻣﮑﺎن ﻏﺬا ﻣﯿﻞ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ، ﻣﺎ ﭘﻮل آن را از ﻧﻮه ﺷﻤﺎ درﯾﺎﻓﺖ ﺧﻮاھﯿﻢ ﮐﺮد."
راﻧﻨﺪه ای ﺑﺎ ﺧﻮاﻧﺪن اﯾﻦ ﺗﺎﺑﻠﻮ اﺗﻮﻣﺒﯿﻠﺶ را ﻓﻮراً ﭘﺎرک ﮐﺮد و وارد ﺷﺪ و ﻧﺎھﺎر ﻣﻔﺼﻠﯽ ﺳﻔﺎرش داد و ﻧﻮش ﺟﺎن ﮐﺮد. ﺑﻌﺪ از ﺧﻮردن ﻏﺬا
ﺳﺮش را ﭘﺎﯾﯿﻦ اﻧﺪاﺧﺖ ﮐﮫ ﺑﯿﺮون ﺑﺮود، وﻟﯽ دﯾﺪ ﺧﺪﻣﺘﮑﺎر ﺑﺎ ﺻﻮرﺗﺤﺴﺎﺑﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﺎﻻ ﺟﻠﻮﯾﺶ ﺳﺒﺰ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﮔﻔﺖ: ﻣﮕﺮ ﺷﻤﺎ
ﻧﻨﻮﺷﺘﮫ اﯾﺪ ﮐﮫ ﭘﻮل ﻏﺬا را از ﻧﻮه ﻣﻦ ﺧﻮاھﯿﺪ ﮔﺮﻓﺖ؟!
ﺧﺪﻣﺘﮑﺎر ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺟﻮاب داد: ﭼﺮا ﻗﺮﺑﺎن، ﻣﺎ ﭘﻮل ﻏﺬای اﻣﺮوز ﺷﻤﺎ را از ﻧﻮه ﺗﺎن ﺧﻮاھﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ،
وﻟﯽ اﯾﻦ ﺻﻮرﺗﺤﺴﺎب ﻣﺎل ﻣﺮﺣﻮم ﭘﺪرﺑﺰرگ ﺷﻤﺎﺳﺖ!



:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه
تاریخ انتشار : جمعه 1393/03/09 |
نوشته شده توسط : روانی
خانوما اگه شک داشتید که شوهرتون بهتون خیانت میکنه و به کسی بدبین بودید
شوهرتون رو ببرید نزدیک خونه ی طرف ببینید وای فایش کانکت میشه یا نه!



.........



یکی از انتخاب های سخت زندگی
بعد از امتحان نمیدونی جزوه رو شوتش کنی بیرون
یا
نگهش داری برای ترم بعد



:: موضوعات مرتبط: مطالب جالب
تاریخ انتشار : یکشنبه 1393/03/04 |
نوشته شده توسط : روانی
 

گفت وگوی داماد با پدر زن در روز خواستگاری
 
پدر زن: خب آقا داماد پدرتون کجا هستند؟ نیامدند!
 
داماد: وا… ایشون نیستند.
 
پدرزن: کجا هستند؟
 
داماد: در آمده اند با اجازه شما.
 
پدرزن: ای بابا. چرا؟


:: موضوعات مرتبط: مطالب جالب
تاریخ انتشار : دوشنبه 1393/02/29 |
نوشته شده توسط : روانی
 

 
زن و مرد از راهی می رفتند، ماموران آنها را دیدند وآنها را خواستند!
 
پرسیدند شما چه نسبتی با هم دارید؟
 
زن و مرد جواب دادند زن و شوهریم
 
ماموران مدرک خواستند،
 
زن و مرد گفتند نداریم !
 
ماموران گفتند چگونه باور کنیم که شما زن و شوهرید ؟!
 
زن و مرد گفتند برای ثابت کردن این امرنشانه های فراوانی داریم … !
 
اول اینکه آن افرادی که شما می گویید دست در دست هم می روند،
ما دستهایمان از هم جداست!
 
دوم، آنها هنگام راه رفتن و صحبت کردن به هم نگاه می کنند،
ما رویمان به طرف دیگریست!
 
سوم آنکه آنها هنگام صحبت کردن و راه رفتن،با هم با احساس حرف می زنند،
ما احساسی به هم نداریم!
 
چهارم آنکه آنها با هم بگو بخند می کنند،
می بینید که، ما غمگینیم!
 
پنجم، آنها چسبیده به هم راه می روند،
اما یکی از ما جلوتر از دیگری می رود!
 
ششم آنکه آنها هنگام با هم بودن کیکی، بستنی ای، چیزی می خورند،
ما هیچ نمی خوریم!
 
هفتم، آنها هنگام با هم بودن بهترین لباسهایشان را می پوشند،
ما لباسهای کهنه تنمان است.. !
 
هشتم، …
ماموران گفتند
خیلی خوب،
بروید،
بروید،..
فقط بروید
 


:: موضوعات مرتبط: مطالب جالب
تاریخ انتشار : دوشنبه 1393/02/29 |
نوشته شده توسط : روانی
مرحله اول: شما خجالت نمی کشی اومدی ثبت نام یارانه؟! آخه 45500تومن ارزشی داره که ازش انصراف نمی دی؟! اصلا هیچ می دونی اگه بیخیال یارانه ات بشی، مسئولین می تونن با بخشی از پول حاصل از انصراف از یارانه، باقی مناسبت ها رو هم بهتون پیامکی تبریک بگن؟!
 
خودت بگو! 45500تومن بیشتر ارزش داره یا اینکه بهت با پیامک تبریک بگن؟! حتی شاید اگه تعداد انصرافی ها از یارانه زیاد باشه این بودجه وجود داشته باشه که مسئولین دولتی در سال 94، به جای پیامک، یکی یکی به شهروندها زنگ بزنه و تلفنی سال نو رو تبریک بگه!
 
اگر شما با توجه به موارد گفته شده؛ هنوز هم رویت می شود یارانه بگیری به مرحله دوم برو!
 

تاریخ انتشار : شنبه 1393/02/06 |
نوشته شده توسط : روانی
بیتوته / خانمی كه خاطر خواه شما بشه و واقعاً شما رو دوست داشته باشه اگه از ایل و تبار واتو واتو های اصیل باشه دست به این كارا می زنه 

¤ سعی می كنه دیدن شما لطمه ای به بقیه كاراش نزنه تا اونجایی كه ممكنه به خاطر شما به دلیل غیبت سر كلاساش یه درسش حذف بشه

 

¤ اگه باهاش شوخی های بد بد و خودمونی كنین همچین ضایعتون می كنه اما دو دقیقه بعد خودش یه شوخی بدتر می كنه و شما رو دچار سردرگمی می كنه و گیجتون می كنه

 

¤ قشنگ ترین حرفی كه ممكنه به شما بزنه اینه " مگه خودت خوار و مادر نداری؟

 


تاریخ انتشار : جمعه 1393/02/05 |
نوشته شده توسط : روانی
در مدرسه ای در یکی از روستاها، از شاگردان خواسته بودیم که از پدرشان رضایت نامه ای بگيرند و بیاورند از دویست نفر شاگرد، فقط یکی بود که پدرش از او راضی نبود دیگر شاگردان رضایت پدر و مادر خود را فراهم کرده بودند! اما در این میان جمله های خوشمزه و بی معنا نیز وجود داشت که چند تا از آنها را در زیر برایتان می نگارم:

1-« حضور مبارک مدیر آقای دبستان(!)محترما معروض میدارم! که … و جعفر از حیث اخلاق ظاهر و باطنی؟ رضایت بخشاست!».

2- «ضمن عرض سلام اینجانب از رفتار و گفتار حسین رضایت کامیل! دارم.»

3- «حضور آقای مدیر! دام شوکته!! بعد از ابلاغ سلام؛ دیگر عباس در خانه بد نیست ولی دست چپ می نگارد!»
تاریخ انتشار : پنجشنبه 1393/02/04 |
نوشته شده توسط : روانی
پیش بابایی می روم و از او می پرسم: «ازدواج چیست؟»، بابایی هم گوشم را محکم می پیچاند و می گوید: «این فضولی ها به تو نیومده، هنوز دهنت بوی شیر میده، از این به بعد هم دیگه توی خیابون با دخترای همسایه ها لی لی بازی نمی کنی، ورپریده!»، متوجه حرف های بابایی و ربط آنها به سوالم نمی شوم، بابایی می پرسد: «خب حالا واسه چی می خوای بدونی ازدواج یعنی چی؟!»، در حالی که در چشمهایم اشک جمع شده است می گویم: «بابایی بهتر نیست اول دلیل سوالم رو بپرسید و بعد بکشید؟!»،


تاریخ انتشار : چهارشنبه 1393/02/03 |
نوشته شده توسط : روانی
خری آمد به سوی مادر خویش ***** که ای مادر چرا رنجم دهی 
 
     برو امشب برایم خواستگاری ***** اگر تو بچه ات را دوست داری
 
     بگفت مادر به قربان نگاهت ***** به قربان دو چشمان سیاهت
 
 خر همسایه را عاشق شدم من ***** کسی ندارد خری زیبا تر از آن خر 
 
     خر مادر بگفت پالان به تن کن ***** بزرگان محل را تو خبر کن
 
     همه خرها بیامد در طویله ***** همان طوری که رسم است در قبیله
 
     خران از شور عرعر می نمودند ***** ز شربت کام شیرین می نمودند
 
     خر محضر کتاب خود بگشاد ***** وصال این دو خر این طور بخواند
 
     که ای دوشیزه خانم کی آیی ***** به عقد دایم این خر در آیی
 
    میان جمعیت خری ندا داد ***** عروس رفته بچیند یونجه در باغ
 
    به امید خوشی و شادمانی ***** برای این دو خر در زندگانی


:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
تاریخ انتشار : چهارشنبه 1393/02/03 |
نوشته شده توسط : روانی

ﺗﻤﺴﺎﺡ ﺭﻭ ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﮕﯿری
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ محترمانه میترکونتت!!!! :دی
ﺁﺧﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﯽﻓﻬﻤﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﺎﺷﻪ ﻭﻗﺘﯽ
ﺍﺯ ﺁﺏ ﻣﯿﮕﯿﺮﯾﺶ؟
ﺟﺪﯼ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﺁﺏ؟
ﺗﻤﺴﺎﺡ ﻫﻢ ﻗﺪ ﺗﻮﺋﻪ؟
ﺷﻮﺧﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎﻫﺎﺕ؟
شما هم شورشو در اوردین دیگه
اخه باهمه چی شوخی با تمساحم شوخی؟
اعصاب برا من نمیذارین شماها
این قرص اعصابای من کوو؟


تاریخ انتشار : چهارشنبه 1393/02/03 |
نوشته شده توسط : روانی
نخستین بار گفتش از کجایی
بگفت از پشت سد آشنایی
بگفت آنجا به صنعت در چه کوشند
بگفت نکته خرند و تست فروشند
بگفتا تست فروشی در ادب نیست
بگفت از درس خوانان این عجب نیست
بگفت از دل شدی عاشق به کنکور
بگفت از دل تو گویی و من از زور
بگفتا عشق کنکور بر تو چون است
بگفت از جان شیرینم فزون است
بگفتا گر کند مغز تو را ریش
بگفت مغزم بود این گونه از پیش
بگفت ار من بیارم رتبه ای ناب
بگفتا وه چه می بینی تو در خواب

:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
تاریخ انتشار : چهارشنبه 1393/02/03 |
نوشته شده توسط : روانی
سلام همه دوستان اول ک شرمنده واسه نبودن ما هم من هم دادشم بی سیستم بودم و از اینترنت دور و مشکلات دیگه نزاشت اینجا فعال باشیم عیدم مبارک با تاخیر ایشلا سال جدید جبران کنیم  غلط املای داشت دیگه بیخیال شید گفتم نمره املام همیشه کم بوده

:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه، عکس های جالب، لطیفه های بامزه، شعر های طنز، مطالب جالب، کلیپ، پــ نــ پــ، ضد دختر، ترول
تاریخ انتشار : چهارشنبه 1393/02/03 |
نوشته شده توسط : روانی

وقتی می رن کتابخونه…

دختر: دنبال کتابای باحال میگرده که پر از هیجان باشه و جدیدترین کتابهای علمی که همیشه بروز باشه؟
پسر: تو لیست کتابا کتابای مثلا علمی رو پیدا میکنن و بعد ریز به ریز مطالعش میکنن و اگه چیزیم ازشون بپرسی مثه بلبل جوابتو میدن !
یا فقط رمان عشقی میخونن که مثلا مخ زدنشون بهتر شه !…


در تنهایی به چه چیز فکر می کنن؟
دختر: یعنی میشه فوق تخصص پزشکی بگیرم و زحمتام به هدر نره !
پسر: یعنی میشه پزشکی دانشگاه تهران قبول شم و اونجا یه دختر پولدار تور کنم و با پول باباش یه بنز آخرین سیستم بگیرمو با رفقا بزنیم بریم کنار دریا! (اینم از معرفتتون ، پول طرف و بگیرین و با رفقا برین عشق و حال)



تاریخ انتشار : سه شنبه 1392/12/13 |
نوشته شده توسط : روانی
دوستان عکس تست هوش بزرگه میزارم ادامه مطلب نمیخوام عکس کوچیک کنم سخت میشه حلش

:: موضوعات مرتبط: تست هوش
تاریخ انتشار : چهارشنبه 1392/12/07 |