X
تبلیغات
خــــــــنـــــــده بــــــــــازار - شعر های طنز
 
نوشته شده توسط : روانی

ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮﺵ : ﮐﺠﺎﯾﯽ ﻋﺠﯿﺠﻢ ؟
ﺧﯿﺎﻡ : ﻣﺎﯾﯿﻢ ﻭ ﻣﯽ ﻭ ﻣﻄﺮﺏ ﻭ ﺍﯾﻦ ﮐﻨﺞ ﺧﺮﺍﺏ ﺟﺎﻥ ﻭ ﺩﻝ ﻭ
ﺟﺎﻡ ﻭ ﺟﺎﻣﻪ ﺩﺭ ﺭﻫﻦ ﺷﺮﺍﺏ
ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮﺵ : ﻣﺸﺮﻭﺏ ! ؟ ﻣﮕﻪ ﺗﻮ ﻧﮕﻔﺘﯽ ﻣﻦ ﻧﻤﺎﺯ
ﻣﯿﺨﻮﻧﻢ ؟
ﺧﯿﺎﻡ : ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﯾﯿﻦ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻓﺎﺭﻍ ﺑﻮﺩﻥ ﺯ
ﮐﻔﺮ ﻭ ﺩﯾﻦ، ﺩﯾﻦ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ
ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮﺵ : ﺑﺎ ﮐﯿﺎ ﻫﺴﺘﯽ ﺣﺎﻻ ؟
ﺧﯿﺎﻡ : ﻓﺼﻞ ﮔﻞ ﻭ ﻃﺮﻑ ﺟﻮﯾﺒﺎﺭ ﻭ ﻟﺐ ﮐﺸﺖ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺩﻭ ﺳﻪ
ﺩﻟﺒﺮﯼ ﺣﻮﺭﯼ ﺳﺮﺷﺖ
ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮﺵ : ﺁﺩﺭﺱ ﺑﺪﻩ ﺑﺒﯿﻨﻢ ! ﺑﯿﺎﻡ ﺑﺰﻧﻢ ﺩﻫﻨﺸﻮﻧﻮ ﺻﺎﻑ
ﮐﻨﻢ !
ﺧﯿﺎﻡ : ﺭﺍﻩ ﭘﻨﻬﺎﻧﯽ ﻣﯿﺨﺎﻧﻪ ﻧﺪﺍﻧﺪ ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﺟﺰ ﻣﻦ ﻭ ﺯﺍﻫﺪ ﻭ
ﺷﯿﺦ ﻭ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺭﺳﻮﺍﯼ ﺩﮔﺮ
ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮﺵ : ﺍﻧﻘﺪ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﺑﺨﻮﺭ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﺕ ﺗﺎ ﺑﻤﯿﺮﯼ !
ﺧﯿﺎﻡ : ﮔﺮ ﻣﯽ ﻧﺨﻮﺭﯼ ﻃﻌﻨﻪ ﻣﺰﻥ ﻣﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻨﯿﺎﺩ ﻣﮑﻦ ﺗﻮ
ﺣﯿﻠﻪ ﻭ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ
ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮﺵ : ﺑﺮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭ ﺑﻤﯿﺮﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭ
ﺧﯿﺎﻡ ﭼﻮﻥ ﻣُﺮﺩﻩ ﺷﻮﻡ ﺧﺎﮎ ﻣﺮﺍ ﮔﻢ ﺳﺎﺯﯾﺪ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻣﺮﺍ ﻋﺒﺮﺕ
ﻣﺮﺩﻡ ﺳﺎﺯﯾﺪ



:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
تاریخ انتشار : یکشنبه 1392/10/08 |
نوشته شده توسط : روانی

دختری از کوچه باغی میگذشت
یک پسر در راه ناگه سبز گشت

در پی اش افتاد و گفتا او سلام
بعد از ان دیگر نگفت او یک کلام

دختر اما ناگهان و بی درنگ
سوی او برگشت مانند پلنگ

گفت با او بچه پروی خفن
می دهی زحمت به بانویی چو من؟

من که نامم هست آزیتای صدر
من که زیبایم مثال ماه بدر

من که در نبش خیابان بهار
میکنم در شرکت رایانه کار

دختری چون من که خیلی خانمه
بیشت و شش ساله _مجرد_دیپلمه

دختری که خانه اش در شهرک است
کوی پنجم_نبش کوچه_نمره شصت

در چه مورد با تو گردد هم کلام
با تو من حرفی ندارم والسلام!!!



:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
تاریخ انتشار : شنبه 1392/10/07 |
نوشته شده توسط : روانی

 

عمو کلیپس فروش ! بله !

کلیپس کم فروش ! بله !

کلیپست جا داره ؟ بله !

دورِش پَر داره ؟ بله !

عمو کلیپس فروش ! بله !

من کلیپس می خوام !! بله !

واسه یه شب می خوام !! بله !

عمو چکمه فروش !! بله !

چکمه کم فروش ! بله !

چَکمت عُمق داره ؟ بله !

ارتفاع داره ؟؟ بله !

عمو چکمه فروش !! بله !

من چکمه میخوام ! باشه !

واسه یه رُب می خوام !!! باشه



:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
تاریخ انتشار : پنجشنبه 1392/10/05 |
نوشته شده توسط : پســر خـــوب
سلام به همه ی دوستای شاد و باحال خودم . امیدوارم که حالتون خوب باشه و روز به روز بهتر بشید . میتونید حدس بزنید جی میخوام بگم دیگه امشب :D  آره . یلداس امشب و بخور بخوریه امشب و کلی دیدو بازدید میکنید . امیدوارم که هر روزتون مثل امروز و امشب خوشحال و خندون باشید . میخوام ک از طرف خودم و داداشم و همه ی دوستای خوبم این شب رو بهتون تبریک بگم . دوستون داریم
" یییییییییییلدااااتووووووون مبارک "


:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه، عکس های جالب، لطیفه های بامزه، شعر های طنز، مطالب جالب، کلیپ، پــ نــ پــ، ضد دختر، ترول
:: برچسب‌ها: ترول, دِ نـَـ دِ, پـَـ نـَـ پـَـ, خنده بازار
تاریخ انتشار : شنبه 1392/09/30 |
نوشته شده توسط : پســر خـــوب
سلام دوستان خوبم . بعضی از بازدید کننده های عزیز پیام های خصوصی ای دادن به من که میگفتن آمار بازدید وبلاگتون قلابیه و از زیاد کننده ی آمار استفاده کردید چون که وبلاگی با همچین عنوانی این آمار براش زیادیه که منو خیلی ناراحت کرد . اما بگم که واسم مهم نیست حرفشون . چون ما دوستان خوبی داریم که بازدید کننده ثابت هستن و نیازی به زیاد کننده شمارنده نداریم

ممنونم از حمایت همه ی دوستای خوبم . هرچی شما بیشتر بازدید کنید ما هم تلاشمونو واسه آپ کردن وبلاگ بیشتر میکنیم .

چاکر همتون هم هستم .



:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه، عکس های جالب، لطیفه های بامزه، شعر های طنز، مطالب جالب، کلیپ، پــ نــ پــ، ضد دختر، ترول
:: برچسب‌ها: ترول, دِ نـَـ دِ, پـَـ نـَـ پـَـ, خنده بازار
تاریخ انتشار : چهارشنبه 1392/06/06 |
نوشته شده توسط : پســر خـــوب
شنیدم در زمان خسرو پرویز


گرفتند آدمی را توی تبریز

به جرم نقض قانون اساسی

و بعضی گفتمان های سیاسی

ولی آن مرد دور اندیش، از پیش

قراری را نهاده با زن خویش

که از زندان اگر آمد زمانی

به نام من پیامی یا نشانی

اگر خودکار آبی بود متنش

بدان باشد درست و بی غل و غش

اگر با رنگ قرمز بود خودکار

بدان باشد تمام از روی اجبار

تمامش از فشار بازجویی ست

سراپایش دروغ و یاوه گویی ست

گذشت و روزی آمد نامه از مرد

گرفت آن نامه را بانوی پر درد

گشود و دید با هالو مآبی

نوشته شوهرش با خط آبی:

عزیزم، عشق من، حالت چه طور است؟

بگو بی بنده احوالت چه طور است؟

اگر از ما بپرسی، خوب بشنو

ملالی نیست غیر از دوری تو

من این جا راحتم، کیفور ِ کیفور

بساط عیش و عشرت جور و واجور

در این جا سینما و باشگاه است

غذا، آجیل، میوه رو به راه است

کتک با چوب یا شلاق و باطوم

تماما شایعاتی هست موهوم

هر آن کس گوید این جا چوب دار است

بدان آن هم دروغی شاخدار است

در این جا استرس جایی ندارد

درفش و داغ معنایی ندارد

کجا تفتیش های اعتقادی ست؟

کجا سلول های انفرادی ست؟

همه این جا رفیق و دوست هستیم

چو گردو داخل یک پوست هستیم

در این جا بازجو اصلا نداریم

شکنجه، اعتراف، عمرا نداریم

به جای آن اتاق فکر داریم

روش های بدیع و بکر داریم

عزیزم، حال من خوب است این جا

گذشت عمر، مطلوب است این جا

کسی را هیچ کاری با کسی نیست

نشانی از غم و دلواپسی نیست

همه چیزش تماما بیست این جا

فقط خودکار قرمز نیست این جا!

شاعر: هالو



:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
:: برچسب‌ها: ترول, طنز, عکس, جالب, خنده دار
تاریخ انتشار : یکشنبه 1392/02/08 |
نوشته شده توسط : پســر خـــوب
با سلام خدمت دوستان خودم و عذر خواهی بابت نبودنمون واسه یه مدتی

انشاالله از امروزا دیگه وبلاگ رو آپ میکنیم تا خنده هایی که جا افتادنو پس بگیریم دلخوریتون از ما رفع بشه

ممنونم



:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه، عکس های جالب، لطیفه های بامزه، شعر های طنز، مطالب جالب، کلیپ، پــ نــ پــ، ضد دختر، ترول
:: برچسب‌ها: ترول, طنز, عکس, جالب, خنده دار
تاریخ انتشار : سه شنبه 1392/01/20 |
نوشته شده توسط : پســر خـــوب

آهنگ جدید و بسیار زیبای گروه راوی به نام چراغ قرمز ...
خواننده : پارسا  شعر : حجت الله پورعلی

سلام دوستان..اینم از موزیک جدید دوست ما..واقعا دوست دارم حمایت کنید از این کار قوی

 دانلود mp3 320



:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه، عکس های جالب، لطیفه های بامزه، شعر های طنز، مطالب جالب، کلیپ، پــ نــ پــ، ضد دختر، ترول
تاریخ انتشار : سه شنبه 1391/11/24 |
نوشته شده توسط : پســر خـــوب
سلام دوستان

قالب قبلی به دلیل خرابی سرور قالب خراب شد

امیدوارم از قالب جدید خوشتون بیاد و اگه هم قالب بهتری سراغ دارین به ما لینک بدین اگه خوب بود میذاریم

ممنونم



:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه، عکس های جالب، لطیفه های بامزه، شعر های طنز، مطالب جالب، کلیپ، پــ نــ پــ، ضد دختر، ترول
:: برچسب‌ها: امتحان, طنز, عکس, جالب, خنده دار, داستان کوتاه, مطالب جالب, داستان های کوتاه, عکس های جالب, لطیفه های بامزه, شعر های طنز, کلیپ, پــ نــ پـ, ضد دخترـ, ترول, کمیک استریپ پدر و پسر, خنده بازار
تاریخ انتشار : شنبه 1391/10/30 |
نوشته شده توسط : پســر خـــوب
سلام دوستان..اینم از آهنگی ک گفته بودیم

کاری از گروه "راوی"

خواننده : پارسا

ترانه سرا و آهنگساز : حجت اله پورعلی

گیتار الکتریک : امین پور صادق

تنظیم : مهدی وحدانی

رکورد،میکس و مسترینگ : فرشاد 7

با تشکر ویژه از محمد سعید صمدی

دانلود



:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه، عکس های جالب، لطیفه های بامزه، شعر های طنز، مطالب جالب، کلیپ، پــ نــ پــ، ضد دختر
تاریخ انتشار : شنبه 1391/10/09 |
نوشته شده توسط : روانی
این موضوع هیچ ربطی به موضوع وبلاگ نداره طنز هم نیست ولی دوست دارم حمایت شه یه آهنگ چند روز دیگه میاد کاره دوستای خودمه

دوست دارم هرکی بازدید کننده ثابته خودشو نشون بده با حمایت کردن



:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه، عکس های جالب، لطیفه های بامزه، شعر های طنز، مطالب جالب، کلیپ، پــ نــ پــ، ضد دختر، ترول
تاریخ انتشار : دوشنبه 1391/09/27 |
نوشته شده توسط : روانی

    موهاش همیشه سیخه
    نگاش همیشه میخه

    چت میکنه همیشه
    بی مخ زدن؟نمیشه

    پول از خودش نداره
    باباش رو قال میذاره

    دی اند جیشو میپوشه
    میشینه بعد یه گوشه

    زنگ میزنه به دافش
    میبنده هی به نافش

    که من دوست میدارم
    تاج سرم میذارم

    صورت رو کردی میک آپ
    بیا بریم کافی شاپ

    تو کافی شاپ،می خنده
    همش خالی میبنده

    بهم میگن خدایی!
    چقدر بابا بلائی!

    همه رو من حریفم
    میذارم توی کیفم

    هزارتا داف فدامن
    منتظر یه نامن

    ولی تویی نگارم
    برات برنامه دارم

    اگه مشکل نداری
    میام به خواستگاری!



:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
تاریخ انتشار : چهارشنبه 1391/08/10 |
نوشته شده توسط : روانی

اگر آخرین اظهار نظر درباره سرقت 13 ثانیه‌ای این خودروی محبوب ایرانی و البته گران شده تا سقف ابتدای تولید خودروی ملی - سمند - را هم نادیده بگیریم، پراید آنقدر محاسن(!؟) دارد که بتوان در رسای آن شعر سرود.

بهترین ماشین ایرانی پراید
گرچه گاهی قاتل جانی پراید!
بینمت اکنون به هرجا و مکان
جانشین خوب پیکانی پراید
بسکه محکم هستی و سفت و قوی
مثل تانک جنگ میمانی پراید!
چشم بی پولان همه بر روی تو
چون که امید فقیرانی پراید
اغنیا سوی فراری می روند
درد ماها را تو درمانی پراید
هر کجا باشد ژیان یا که رنو
توی آنجا مثل سلطانی پراید
دارد اکنون اصغری و آتقی
مریم و مش مهدی و مانی پراید
یا که دارد بندری و ساوه ای
سیستانی و خراسانی پراید
گر که از مادرزنت سیری هنوز
هدیه اش کن بی پشیمانی پراید
من خجالت می کشم از وصف تو
بسکه داری حسن پنهانی پراید



:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
تاریخ انتشار : سه شنبه 1391/07/11 |
نوشته شده توسط : روانی
اول مهر ما از فردا شروع میشه بعد ۳ ماه بیکاری بلاخره ما هم راهی دانشگاه شدیم دلم برا دانشگاه تنگ شده بود درس خونم نیستما جاتون خالی ۲ ترم پشت هم .... بله

حالا این ترم اگه خدا بخواد میخام درس بخونم اگه شما ب کسی نگید  

ما ک از اول دبستان تصمیم داشتیم درس بخونیم خدا قسمت نمیکرد

ولی این دفه میخوام جدی بخونم دیگه بابام کم کم داره از خونه بیرونم میکنه‌ :d

حرف آخرم اینه ک دیر ب دیر میرسم پست بزنم ایشلا ب بزرگ واری خودتون میبخشید دیگه




:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه، عکس های جالب، لطیفه های بامزه، شعر های طنز، مطالب جالب، کلیپ، پــ نــ پــ، ضد دختر، ترول
تاریخ انتشار : جمعه 1391/07/07 |
نوشته شده توسط : روانی

    خدایا پس چرا من زن ندارم؟

    زنی زیبا و سیمین تن ندارم؟

    دوتا زن دارد این همسایه ما

    همان یک دانه را هم من ندارم

    آژانس ملکی امشب گفت به من:

    مجرد, بهر تو مسکن ندارم

    چه خاکی بر سرم باید بریزم؟

    من بیچاره آخر زن ندارم

    خداوندا تو ستارالعیوبی

    وبر این نکته سوءظن ندارم

    شدم خسته دگر از حرف مردم

    تو میدانی دل از آهن ندارم

    تجرد ظاهرا”عیب بزرگی است

    من عیب دیگری اصلا”ندارم

    خودم میدانم این”اصلا” غلط بود

    در اینجا قافیه لیکن ندارم

    تو عیبم را بپوش و هدیه ای ده

    خبر داری نیکول کیدمن ندارم؟

    اگر او را فرستی دیگر از تو

    گلایه قد یک ارزن ندارم



:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
تاریخ انتشار : پنجشنبه 1391/06/16 |
نوشته شده توسط : روانی

  «همسرم با غم تنهایی خود خو می کرد»
    موقـع بحث هوو- لیک هیاهـــــو می کرد!

    بسکه با فکـــر و خیالات عبث می خوابید
    نصف شب در شکـم آن زنه چاقو می کرد!

    وقتی از رایحه ی عشق سخن می گفتم
    زود پا می شد و تی شرت مرا بو می کرد

    طفلکی مادر مــن آش که می پخت زنم-
    معتقد بود در آن جنبـــــــل و جادو می کرد

    بهـــر او فاخته می دادم و می دیدم شب
    داخل تابـــه به آن سس زده کوکو می کرد!

    آخـــــــر برج کــــه هشتم گرو نه می شد
    باز از مـــــن طلب ماهــــی و میگو می کرد

    فیش دریافتــــــــــی بنده از او مخفی بود
    زن همکـــــار ولی دست مـــــرا رو می کرد

    دخل یکمـــــــــاه مرا می زد و ظرف یکروز
    خـــرج مانیکــــــــور و میزامپلی مو می کرد

    گـــــر نمی دادم بــــــا اشک سر مژگانش
    آب می زد بــــــــــه ته جیبم و جارو می کرد

    هر زنی غیر خودش عنتــــر و اکبیری بود
    شخص «جینا...» را تشبیه به «...لولو» می کرد!

    مثل آن کارتـــــون از لطف مداد جـــــــادو
    بوالعجب شعبده ای بــا چش و ابرو می کرد

    دکتر تغذیه ای داشت که ماهی صد چوق
    می گرفت از مــــن و تقدیم به یارو می کرد

    صد گرم چونکه بر آن اسکلت افزون می شد
    عصبی می شد و لعنت بـــه ترازو می کرد

    عاقبت هیکل پنجــــــاه و سه کیلویی را
    خون دل خورده و پنجــاه و دو کیلو می کرد

    حسرت زندگی خواهــــر خود را می خورد
    کاو بــــه مچ - تـــا سرآرنج- النگو می کرد

    نظـــــــــــر مادرش از هر نظری حجت بود
    هر چــــــــه می کرد فقط با نظر او می کرد

    بر خلافش اگـــــر آن دم نظری می دادم
    لنگــــــه ی کفش نثــــار من هالو می کرد

    کاشکی دست بزن داشتم امــا چه کنم
    که خدا قسمت او شوهـــــر مظلومی کرد!

منبع:



:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
تاریخ انتشار : جمعه 1391/05/27 |
نوشته شده توسط : روانی
مرغ ،آهنگ جدایی ساز کرد
    ناگهان از سفره ام پرواز کرد

    از فراقش قلب بشقابم شکست
    قاشق و چنگال من در غم نشست

    دید او فیش حقوقم را مگر؟
    کاین چنین از پیش من بگرفت پر

    مرغکم رفتی تو از پیشم چرا
    کردی از پیش خودت کیشم چرا

    من به تو خیلی ارادت داشتم
    حشر و نشری با کبابت داشتم

    خاطراتت مانده در کنج اجاق
    سوخت قلب دیگ تفلون از فراق

    ران و بال و سینه ات یادش بخیر
    قلب چون آیینه ات یادش بخیر

    با سس قرمز چه زیبا می شدی
    خوب و دلچسب و دلارا می شدی

    ای فدای ژامبون رنگین تو
    سوپ های داغ و آن ته چین تو

    ناز کم کن پیش ماها هم بیا
    لطف کن ،یک شام، اینجا هم بیا

    دستمان از گوشت دور است ای نگار
    پس تو دیگر اشکمان را در نیار

    زندگی بی تو جهنم می شود
    سکته ،اسبابش فراهم می شود

    ای فدای قُد قُدایت باز گرد
    این دل و جانم فدایت باز گرد

    بی تو باور کن که مردن بهتر است
    از جهان تشریف بردن بهتر است

    از خر شیطان بیا پایین عزیز
    عشوه کم کن ،زهر در جامم مریز

    تازگی از دیگران دل می بری
    هرکه بامش بیش ،با او می پری

    در نبودِ هیکل زیبای تو
    دلخوشم با سنگدان و پای تو

    پس چه شد آن بال های خوشگلت
    لک زده است این دل برای شنسلت

    ذهن یخچالم پُر است از یاد تو
    بازگرد ای خوشگل تو دلبرو

    تخم خود را لا اقل از ما نگیر
    تا که با خاگینه اش گردیم سیر



:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
تاریخ انتشار : پنجشنبه 1391/05/12 |
نوشته شده توسط : از بچه های زباله های هسته ای
با سلام

خدمت بروبچ وبگرد محترم و باحال !!!

بخش پاورپوینت های جذاب راه اندازی شد امیدوارم از این بخش هم لذت ببرید اگه می خواهید این بخش هم گسترش پیدا کنه :

خواهشا نظر بگذارید نظرات شما مایه دلگرمی ماست

یا اگه وقت ندارید اون دکمه +1 گوگل را بفشارید چند ثانیه هم وقت شما رو نمیگیره

تا ما هم با بیشتر براتون مطلب بگذاریم



:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه، عکس های جالب، لطیفه های بامزه، شعر های طنز، مطالب جالب، کلیپ، پــ نــ پــ، ضد دختر، ترول
تاریخ انتشار : جمعه 1391/04/16 |
نوشته شده توسط : از بچه های زباله های هسته ای
سلام

بخش کمیک های پدر و پسر اضافه شد

امیدوارم خوشتون بیاد



:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه، عکس های جالب، لطیفه های بامزه، شعر های طنز، مطالب جالب، کلیپ، پــ نــ پــ، ضد دختر، ترول
تاریخ انتشار : سه شنبه 1391/04/06 |
نوشته شده توسط : روانی
چنانچه توانستید جواب را بدست آورید، میتوانید فایل پیوست  را در ادامه مطلب بازنمایید. 
(پسوورد ادامه مطلب ، همان جواب سوال است)،
سپس نام خود و تاریخ حل این معما را به لیستی که در فایل قرار دارد افزوده و آنرا به دوستان خود ارسال فرمایید.
شاید برایتان جالب باشد بدانید تنها 2 % از مردم توان حل این معما را دارند
5+3+2 = 151022
9+2+4 = 183652
8+6+3 = 482466
5+4+5 = 202541
7+2+5 =??????
FIND OUT THE ANSWER,..ANSWER IS THE PASSWORD OF THIS EXCEL SHEET
ONLY 2%!!! OF STUDENTS COULD SOLVE THIS CAT QUESTION IN
EXAM...!!!
 
 


:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه، عکس های جالب، لطیفه های بامزه، شعر های طنز، مطالب جالب، کلیپ، پــ نــ پــ، ضد دختر، ترول
:: برچسب‌ها: تست هوش, جالب, خنده بازار, معما
تاریخ انتشار : دوشنبه 1391/04/05 |
نوشته شده توسط : از بچه های زباله های هسته ای
من محمد رضا نویسنده جدید وبلاگ حرف نمیزنم

فقط کاررهامو بببینید و نظر بدید

خواهشا نظر بدید



:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه، عکس های جالب، لطیفه های بامزه، شعر های طنز، مطالب جالب، کلیپ، پــ نــ پــ، ضد دختر، ترول
تاریخ انتشار : جمعه 1391/04/02 |
نوشته شده توسط : پســر خـــوب

سلام به همه ی دوستای گلم..من توی امتحانات توبت دوم که 3 روز دیگه باشه نمیتونم یا به ندرت میتونم بیام به وبلاگ سر بزنم..امیدوارم که خنده همیشه رو لباتون باشه.

پس تا 30 روز دیگه خدانگهدارتون



:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه، عکس های جالب، لطیفه های بامزه، شعر های طنز، مطالب جالب، کلیپ، پــ نــ پــ، ضد دختر، ترول
تاریخ انتشار : سه شنبه 1391/02/12 |
نوشته شده توسط : پســر خـــوب
خانمــی با همســــــرش گفــت اینچنیـــــن :
کای وجــــــودت مــــایه ی فخـــــر زمیــــــن !
ای که هستـــی همســـری بس ایــــده آل !
خواهشــــی دارم .. مکُــــن قال و مقـــــال !
هفــــت سیـــــن تازه ای خواهــــــم ز تـــــو
غیـــــــر خرج عیـــــد و ... غیــــر از رختِ نو
"سین" یک ، سیّاره ای ، نامــــش پـــــراید
تا برانـــــــــم مثـــــــل بـــــرق و مثــــــل باد
"سین" دوم ، سینــــه ریـــــزی پُر نگیـــــــن
تا پَــــرَد هــــوش از سر عمّـــــه شهیــــن !
"سین" سوم ، یک سفـــــر سوی فـــــرنگ
دیـــــــــدن نادیــــــــده هـــــــای رنـگ رنـگ
"سین" چارم ، ساعتی شیـــــک و قشنگ
تا که گویـــــم هست سوغـــات فرنــــــگ !
"سین" پنجـم ، سمــــع دستـــورات مــن !
تا ببالــــــم مـــــن به خــود ، در انجمــــن !
....
آنگه ، آن بانـــــو ، کمـــــــی اندیشــــه کرد
رندی و دوز و کلَـــــــــک را پیشــــــــه کرد !
گفــــــت با ناز و کرشمـــــه ، آن عیـــــال !!
من دو "سین" کم دارم ، ای نیکـو خصال !
....

گفت شویش : من کنــــــــــون یاری کنم
با عیال خویـــــــــش ، همکـــــاری کنم !!
"سین" ششم ، سنگ قبـــری بهر من !
تا ز من عبـــــــرت بگیرد مـــــــــرد و زن !
"سین" هفتم ، سوره ی الحمد خوان ...
بعد مرگــــــم ، بَهر شــــوی بی زبان !!!



:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
:: برچسب‌ها: شعر, طنز, خانوم, سین, هفت
تاریخ انتشار : شنبه 1391/01/12 |
نوشته شده توسط : روانی
یه روزی آقـــای کـــلاغ،
یا به قول بعضیا جناب زاغ

رو دوچرخه پا می‌زد،
رد شدش از دم باغ



پای یک درخت رسید،
صدای خوبی شنید

نگاهی کرد به بالا،
صاحب صدا رو دید

یه قناری بود قشنگ،
بال و پر، پر آب و رنگ


:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
تاریخ انتشار : یکشنبه 1391/01/06 |
نوشته شده توسط : روانی
پیرمرد ۸۵ ساله‌ای می‌ره پیش دکترش برای چک‌آپ
دکتر در مورد وضعیتش می‌پرسه
پیرمرد با غرور جواب می‌ده: هیچ‌وقت به این خوبی نبودم
تازگی با یه دختر ۲۵ ساله ازدواج کردم و حالا باردار شده
نظرت چیه دکتر؟

دکتر می‌گه: من یه شکارچی رو می‌شناسم که  
یه روز که می‌خواسته بره شکار، از بس عجله داشته
اشتباهی چترش رو به جای تفنگش برمی‌داره و می‌ره توی جنگل
 همین‌طور که می‌رفته جلو، یهو یه پلنگ جلوش ظاهر می‌شه  
شکارچی چتر رو می‌گیره به طرف پلنگ و نشونه می‌گیره
و …. بنگ!
پلنگ کشته می‌شه

پیرمرد با حیرت می‌گه: این امکان نداره!
حتما یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده
دکتر با لبخند می‌گه
منظور منم دقیقا همین بود


:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه، شعر های طنز
تاریخ انتشار : شنبه 1391/01/05 |
نوشته شده توسط : پســر خـــوب
سلام به همه ی دوستان گلم و همیشه همراهم..سال پیش که گذشت چه بد ، چه خوب ..ولی سال جدید اومده و باید سعی کنیم که بهتر از پیش باشیم تو زندیگیمون...ما هم سعیمون بر اینه که این وبلگ رو بهتر از سال پیش بالا ببریم که خنده ی بیشتر و نظرات امید بخش تر از شما داشته باشیم

در ضمن سال نو رو هم از صمیم قلبم به همه ی شما تبریک میگم




:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه، عکس های جالب، لطیفه های بامزه، شعر های طنز، مطالب جالب، کلیپ، پــ نــ پــ، ضد دختر
تاریخ انتشار : سه شنبه 1391/01/01 |
نوشته شده توسط : روانی
تا سال تحویل شد خودمو رسوندم به اینترنت که بیام پیش دوستام که بشون بگم چقدر برام مهم هستن با اینکه مجازی هستن ولی واسه من حقیقی هستن شما بودید که تو شادی و غصه با من بودید پس اول باید بع شما تبریک گفت سال جدید رو

عید همه مبارک به امید سالی جدید و پر بار



:: موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه، عکس های جالب، لطیفه های بامزه، شعر های طنز، مطالب جالب، کلیپ، پــ نــ پــ، ضد دختر
تاریخ انتشار : سه شنبه 1391/01/01 |
نوشته شده توسط : پســر خـــوب

خنده بازار بهترين وبلاگ براي خنده

|| شعر جالب و خنده دار در وصف خوابگاه دانشگاه ||

خوابگاهی عجیب و تک داریم

در بدنسازی‌اش خرک داریم

گرچه این کاخ هست در «حافظ»

لیک استخر در «ونک» داریم

پولدار و فقیر یکسانند

از همه قشر و هر دهک داریم

روز و شب در تلاش بی‌وقفه

کشت تدریجیِ کپک داریم

تا که ثابت کنیم این شدنی‌ست

طرح گنداندنِ نمک داریم

تا مگر ظرف‌ها تمیز شود

مته، سمباده، کاردک داریم

در کمدهای‌مان به جای کتاب

تیغ اصلاح، کش، پفک داریم

غالباً در نماز آخر وقت

هر دو رکعت سه بار شک داریم

در نمک‌پاش‌مان مربا و

در شکرپاش‌مان نمک داریم

روی بالشت‌هایمان لپ تاپ

زیر بالشت‌ها تشک داریم

فیس‌بوک است شمع محفل ما

ما که ویندوز یا که مک داریم

Asghar is now friend with Zahra

توی wall همه سرک داریم

بهر ابراز عشق، امروزه

Like داریم، سیخونک داریم

روز و شب حرف می‌زنیم فقط

تا که ثابت کنیم فک داریم

تا بخندیم بی‌جهت با هم

روی دیوارها ترک داریم

شام‌مان لوبیای سحرآمیز

صه‌ها با جناب جک داریم

از قضا سلف جمعه تعطیل است

پس غذا سوپ جو پرک داریم

این «غذایا» که توی یخچال است

صاحبش کیست؟ ما که شک داریم…

وام‌ها چون که می‌شود واریز

با غذا دائم ایستک داریم

آخر ماه بعد هر وعده

چای جوشیده خنک داریم

در آسانسور به لب دعای سفر

«ربی انی اتوب لک» داریم

شتر مرگ ساکن اینجاست

چشم بیهوده بر کمک داریم

هفته‌ای هفت بار pes داریم

حمله داریم، هافبک داریم

تخته، پاسور و مثلهم هرگز…

منچ داریم… بادکنک داریم…

روی دیوارهای‌مان عکسِ

خانم جولیا کیک داریم

عاشقیم اکثراً، بنابراین

شعر داریم، نی‌لبک داریم

عاشقی شغل مطمئنی نیست

دو سه معشوقه یدک داریم

طبق «اصل بقای عشق» اگر

نازنین رفت، روشنک داریم

آری این‌گونه است «اوضا»مان

گوییا خانه در درک داریم

بیخودی نیست آخر هر ترم

یک سبد نمره‌های تک داریم…



:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
:: برچسب‌ها: خوابگاه, دانشگاه, جالب, شعر
تاریخ انتشار : شنبه 1390/11/29 |
نوشته شده توسط : پســر خـــوب
زشت است اینکه گیره سر از چین بیاوریم
کبریت های بی خطر از چین بیاوریم

آورده ایم هرچه شما فکر می کنید
چیزی نمانده شعر تر از چین بیاوریم

هرچند توی کشور ایران زیاد هست
ما می رویم گورخر از چین بیاوریم

آورده ایم ما نمک از ساحل غنا
پس واجب است نیشکر از چین بیاوریم

هی نیش می زنند و عسل هم نمی دهند
زنبورهای کارگر از چین بیاوریم

حالا که خشگلان همه رقاص گشته اند
صد واجب است شافنر از چین بیاوریم

خشکیده است پس بدهیدش به روسیه
دریای خشگل خزر از چین بیاوریم

تا اینکه جمعیت دو برابر شود سریع
باید که دختر و پسر از چین بیاوریم

حالا که نیست کار بزان پای کوفتن
ما می رویم گاو نر از چین بیاوریم

یک روز اگر که مردم ایران غنی شوند
باید گدا و در به در از چین بیاوریم

گویند سرّ عشق نگویید و نشنوید
ما می رویم لال و کر از چین بیاوریم

شاعر: سعید بیابانکی



:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
تاریخ انتشار : سه شنبه 1390/05/18 |
نوشته شده توسط : پســر خـــوب
دستمال كاغذی به اشك گفت:
قطره قطره‌ات طلاست
یك كم از طلای خود حراج می‌كنی؟
عاشقم
با من ازدواج می‌كنی؟
اشك گفت:
ازدواج اشك و دستمالِ كاغذی!
تو چقدر ساده‌ای
خوش خیال كاغذی!
توی ازدواج ما
تو مچاله می‌شوی
چرك می‌شوی و تكه‌ای زباله می‌شوی
پس برو و بی‌خیال باش
عاشقی كجاست!
تو فقط
دستمال باش!
دستمال كاغذی، دلش شكست
گوشه‌ای كنار جعبه‌اش نشست
گریه كرد و گریه كرد و گریه كرد
در تن سفید و نازكش دوید
خونِ درد
آخرش، دستمال كاغذی مچاله شد
مثل تكه‌ای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرك و زشت مثل این و آن نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاك بود و عاشق و زلال
او
با تمام دستمال‌های كاغذی
فرق داشت
چون كه در میان قلب خود
دانه‌های اشك كاشت.



:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
تاریخ انتشار : سه شنبه 1390/03/31 |
نوشته شده توسط : پســر خـــوب


نبــــــــــــرد رســـــــتـــــم و جـــــــومــــــــونگ

کنون رزم جومونگ و رستم شنو، دگرها شنیدستی این هم شنو

به رستم چنین گفت اون جومونگ!

ندارم ز امثال تو هیچ باک
که گر گنده ای من ز تو برترم
اگر تو یلی من ز تو یلترم

رستم انگار بهش برخورد، یهو قاطی کرد و گفت:

منم مرد مردان ایران زمین
ز مادر نزادست چون من چنین
تو ای جوجه با این قد و هیکلت
برو تا نخورده است گرز بر سرت

جومونگ چشماشو اونطوری گشاد کرد و گفت:

تو را هیچ کس بین ایرانیان
نمی داندت چیست نام و نشان
ولی نام جومونگ و
سوسانو را
همه میشناسند در هر مکان
تو جز گنده بودن به چی دلخوشی
بیا عکس من را به پوستر ببین
ببین تی وی ات را که من سوژشم
ببین حال میدن در جراید به من
منم
سانگ ایل گوکه نامدار
ز من گنده تر نامده در جهان
تو در پیش من مور هم نیستی
کانال ۳ رو دیدی؟ کور که نیستی

در اینحال رستم پهلوان، لوتی نباخت و شروع به رجز خوانی کرد:

چنین گفت رستم به این مرد جنگ
جومونگا ! تویی دشمنم بی درنـگ
چنان بر تنت کـــوبم ایـــن نعلبکی
که دیگر نخواهی تو سوپ، آبــکی
مگـــر تو نـــدانی که مـن کیستم؟
من آن (تسو) سوسولت! نیستم
منم رستم، آن شیر ایــران زمین
(بویو) کوچک است در نگاهم همین

بعد از رجز خوانی رستم پهلوان، جومونگ از پشت تپه ای که آنجا پنهان شده بود آمد:

جومونگ آمد از پشت تل سیاه
کنارش(یوها) مــادر بی گنـاه!
بگفت:هین! منم آن
جومونگ رشید
هم اینک صدایت به گوشــم رسید
(سوسانو) هماره بود همسرم
دهــم من به فرمان او این سرم
چون او گفته با تو نجنگم رواست
دگر هر چه گویم به او بر هواست!

و بعد از حرفهای جومونگ درد دل رستم آغاز گردید:

و این شد که رستم سخن تازه کرد
که حرف دلش گفت (پس کو نبرد؟!)
بگفت ای جومونگا که حرف دل است
که زن ها گـــرفتند اوضــاع به دست
که ما پهلوانیم و این است حالمان
که دادار باید رسد بر دل این و آن!

و اینچنین شد که دو پهلوان همدیگر را در آغوش گرفتند و بر حال خود گریه سر دادند:

بگذار تا بگرییم چون ابر در بهــــــاران
کز سنگ ناله خیزد بر حال ما جوانان!



:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
تاریخ انتشار : یکشنبه 1389/10/26 |
نوشته شده توسط : پســر خـــوب
"زاغکی قالب پنیری دید"
از همان پاستوریزه های سفید!
پس به دندان گرفت و پر وا کرد
روی شاخ چنار مأوا کرد
اتفاقا ازان محل روباه
می گذشت و شد از پنیر آگاه
گفت: اینجا شده فشن تی وی!
چه ویوئی! چه پرسپکتیوی!
محشری در تناسب اندام
کشته تیپ توست خاص و عوام!
دارم ام پی تریّ ِ آوازت
شاهکار شبیه اعجازت
ولی اینها کفاف ما ندهد
لطف اجرای زنده را ندهد
ای به آواز شهره در دنیا
یک دهن میهمان بکن ما را!
زاغ، بی وقفه قورت داد پنیر!
آن همه حیله کرد بی تاثیر
گفت کوتاه کن سخن لطفا!
پاس کردم کلاس دوم من!



:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
تاریخ انتشار : جمعه 1389/06/12 |
نوشته شده توسط : پســر خـــوب

شدم با چت اسیر و مبتلایش / شبا پیغام می دادم از برایش
به من می گفت هیجده ساله هستم / تو اسمت را بگو، من هاله هستم
بگفتم اسم من هم هست فرهاد / ز دست عاشقی صد داد و بیداد
بگفت هاله ز موهای کمندش / کمان ِابرو و قد بلندش
بگفت چشمان من خیلی فریباست / ز صورت هم نگو البته زیباست
ندیده عاشق زارش شدم من / اسیرش گشته بیمارش شدم من
ز بس هرشب به او چت می نمودم / به او من کم کم عادت می نمودم
در او دیدم تمام آرزوهام / که باشد همسر و امید فردام
برای دیدنش بی تاب بودم / زفکرش بی خور و بی خواب بودم
به خود گفتم که وقت آن رسیده / که بینم چهره ی آن نور دیده
به او گفتم که قصدم دیدن توست / زمان دیدن و بوییدن توست
ز رویارویی ام او طفره می رفت / هراسان بود او از دیدنم سخت
خلاصه راضی اش کردم به اجبار / گرفتم روز بعدش وقت دیدار
رسید از راه، وقت و روز موعود / زدم از خانه بیرون اندکی زود
چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت / توگویی اژدهایی بر من آویخت
به جای هاله ی ناز و فریبا / بدیدم زشت رویی بود آنجا
ندیدم من اثر از قد رعنا / کمان ِابرو و چشم فریبا
مسن تر بود او از مادر من / بشد صد خاک عالم بر سر من
ز ترس و وحشتم از هوش رفتم / از آن ماتم کده مدهوش رفتم
به خود چون آمدم، دیدم که او نیست / دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست
به خود لعنت فرستادم که دیگر / نیابم با چت از بهر خود همسر
بگفتم سرگذشتم را به «جاوید» / به شعر آورد او هم آنچه بشنید
که تا گیرند از آن درس عبرت / سرانجامی ندارد قصّه ی چت


:: موضوعات مرتبط: شعر های طنز
تاریخ انتشار : شنبه 1389/06/06 |